دعوت۲ اخر

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۱۵م شهریور ۱۳۸۹

امروز هم ما کار داریم و برای شام دعوت کردیم.
باید خانه را تمیز کنیم.
و غذا بپزیم.

دعوت ۱

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۱۵م شهریور ۱۳۸۹

ما چمعه رفتیم شام  .
خانه امیر حسین .
مارا شام دعوت کرده بودند.

بادکنک و کیف و کفش…..

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۸م شهریور ۱۳۸۹

امروز ما بیرون رفتیم.
چی خریدیم؟
کفش برای هدیه / خواهر من /.
و یک کیف برای  هد یه.
و دو  تا باد کنک برای هر دومون .

یک ساله !

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۶م شهریور ۱۳۸۹

سایت من تولدش شد.

یک سال شد.

یک ساله اش شد سایت من.

تولدت مبارک!

کامپیوتر

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۴م شهریور ۱۳۸۹

پدرم یک کامیوتر تازه خریده است.

وقنی مغازه داشته باشد ، کامپیوتر تازه را به مغازه می برد.

و در آن جا با ان کار می کند.

من هم به او کمک می کنم.

شنا !

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۵م مرداد ۱۳۸۹

قراره فردا  به شنا بروم. به کلاس شنا. بله. از فردا  به بعد به کلاس شنا می روم. و شنا یاد می گیرم.

خنده و حرف

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳م مرداد ۱۳۸۹

من مدت زیادی بود که دست به سایت نزده بود، ولی دیگه هستم.
راستی هنوز هم برای خودم مجله دوست نوجوان می نویسم،
ولی دیگه یک اسم برای مجله گذاشته ام.     ادامه مطلب …

تمام شدن مدرسه

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۱۲م خرداد ۱۳۸۹

امسال من مدرسه ام را تمام کردم.
امسال من به کلاس سوم می روم.

هر چه زود تر ، بهتر!

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۱۲م خرداد ۱۳۸۹

هر چه زود تر ، بهتر!
پدرم برایم کتاب قصه ۲۰ جلدی بزرگ خریده.
هر تای آن ها هم این طوری بود:

ادامه مطلب …

درباره ی خواهرم

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۱۱م بهمن ۱۳۸۸

خواهرم بسیار سوال می کند.آنقدر سوال میکند که مادرم نمیداند جوابش را چه بدهد؟
خواهرم نقاشی کشیدن را خیلی دوست دارد.
حتی در کامپیوتر هم!!
من خواهرم را دوست دارم.


نوشته‌هاي عليرضا رضوي ، 8 ساله دارای حق کپی رایت می باشد .