همه چیز!
ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۱م شهریور ۱۳۸۸بازی سرگرمی خاطرات من مدرسه خنده دار وعلمی اصلا همه چیز!
فردا می روم کلاس شادی خندان باشم!
فردا روز خیلی سختی است!
خوش به حا لم شود!
من دیگه شا گردم!
بازی سرگرمی خاطرات من مدرسه خنده دار وعلمی اصلا همه چیز!
فردا می روم کلاس شادی خندان باشم!
فردا روز خیلی سختی است!
خوش به حا لم شود!
من دیگه شا گردم!
قهرمان:نمیتونی فرار کنی!
شیر:گفتم دیگه من مرده ام.
قهرمان:پس چرا زنده هستی الان؟
شیر:من روح هستم،
و می خوام که تو هم روح بشی هاهاها!
بالاخره معتل شدن من و تطیلات تمام شد……..دیروز ساعت یازدهنیم تصمیم گرفته بودم که فردا الان که می نویسم این را بنویسم.راستی مدرسه ها بازشده
اند.میدانید که تطیلات من تمام شده است.مدرسه ها باز شده و تطیلات ها تموم شده . از دست تطیلات خسته شده بودم خوب شد که تطیلات ها تمام شده است.
فردا من نهار ها هستم وصبح بعد از ظهر به کلاس دومم میروم حرفم الان در همین میروم حرفم تمام شده است با شما خدا حا فظی میکنم خدانگه دار.
قهرمان که نمیدانست کی در زد همه مرده بودند،
در باز کرد و از تو شیری پرید،
قهرمان با تعجب پرسید: در دنیا که هیچ کس نبود حیوانات ها هم مرده بودند تو چرا زنده هستی؟
شیر گفت :من حیوان نیستم قهرمان.
قهرمان:تو نام منو از کجا می دانی؟
سلام به خنده دار خوش امدید.
اولا میگم که سلام.
و حالا نوبت خنده داره.
ما پولی داریم هیچ کس نمیدونه.
اسم این پول،
{ده میلیارد}
یه سایت میدن!
قهرمان زود با ان کشور جنگ کرد.
همه مردند.
شاگرد های مدرسه.
معلم های مدرسه همه مردند.
اما فقط یه نفر زنده ماند.
و هم قهرمان بود.
یکی بود یکی نبود…………….
ادم قهرمانی بود.
یه روز قهرمان به مدرسه اش رفت.
همه مرده بودند.
فضایی ها حمله کرده بودند
ادامه دارد….
تولد مادرم بود.
بعضی ادم ها امروز تولدشان است و یکی از انها مادر منه.
من به مادرم کادو خریدم.
راستی می دانستین که من پول دارم.
ای کلاس دوم.
کم مانده.
در ۱ مهر ۱۳۸۸ به کلاس دوم میروم!
کم مانده هوراااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بعضی انسان ها خانه شان کوچک است و نمی خواهند مهمان دعوت کنند مثل حلزون ها!
بعضی انسان ها خانه شان بزرگ است و مهمان دعوت میکنند اما غذایشان را نمی دهند مثل زنبور ها!
اما بعضی انسان ها هم خانه شان کوچک است اما غذا به مهمان هایشان میدند مهمان دعوت میکنند مثل ادم های معمولی!!!!؟!!!!
نظرات جديد