همه چیز!

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۱م شهریور ۱۳۸۸

بازی سرگرمی خاطرات من مدرسه خنده دار  وعلمی اصلا همه چیز!

فردا می روم کلاس شادی خندان باشم!

فردا روز خیلی سختی است!

خوش به حا لم شود!

من دیگه شا گردم!

ادامه مطلب …

ادم قهرمان . { چهارم } .

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۱م شهریور ۱۳۸۸

قهرمان:نمیتونی فرار کنی!

شیر:گفتم دیگه من مرده ام.

قهرمان:پس چرا زنده هستی الان؟

شیر:من روح هستم،

و می خوام که تو هم روح بشی هاهاها!

ادامه مطلب …

بالاخره تمام شد……………

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۱م شهریور ۱۳۸۸

بالاخره معتل شدن من و تطیلات تمام شد……..دیروز ساعت یازدهنیم تصمیم گرفته بودم که فردا الان که می نویسم این را بنویسم.راستی مدرسه ها بازشده

اند.میدانید که  تطیلات من تمام شده است.مدرسه ها باز شده و تطیلات ها تموم شده . از دست تطیلات خسته شده بودم خوب شد که تطیلات ها تمام شده است.

فردا من نهار ها هستم وصبح بعد از ظهر  به کلاس دومم میروم حرفم الان در همین میروم حرفم تمام شده است با شما خدا حا فظی میکنم خدانگه دار.

ادم قهر مان { سوم } .،قسمت خواندنی است.

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۱م شهریور ۱۳۸۸

قهرمان که نمیدانست کی در زد همه مرده بودند،

در باز کرد و از تو شیری پرید،

قهرمان با تعجب پرسید: در دنیا که هیچ کس نبود حیوانات ها هم مرده بودند تو چرا زنده هستی؟

شیر گفت :من حیوان نیستم قهرمان.

قهرمان:تو نام منو از کجا می دانی؟

ادامه مطلب …

چه خنده دار بود!

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۰م شهریور ۱۳۸۸

سلام به خنده دار خوش امدید.

اولا میگم که سلام.

و حالا نوبت خنده داره.

ما پولی داریم هیچ کس نمیدونه.

اسم این پول،

{ده میلیارد}

یه سایت میدن!

ادم قهرمان{ دوم }.

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۳۰م شهریور ۱۳۸۸

قهرمان زود با ان کشور جنگ کرد.

همه مردند.

شاگرد های مدرسه.

معلم های مدرسه همه مردند.

اما فقط یه نفر زنده ماند.

و هم قهرمان بود.

ادامه مطلب …

ادم قهرمان. {اول}.

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۲۹م شهریور ۱۳۸۸

یکی بود یکی نبود…………….

ادم قهرمانی بود.

یه روز قهرمان به مدرسه اش رفت.

همه مرده بودند.

فضایی ها حمله کرده بودند

ادامه دارد….

تولد ! تولد ! تولد مادر !!!

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۲۹م شهریور ۱۳۸۸

تولد مادرم بود.

بعضی ادم ها امروز تولدشان است و یکی از انها مادر منه.

من به مادرم کادو خریدم.

راستی می دانستین  که من پول دارم.

ادامه مطلب …

عجب!کم مانده!

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۲۹م شهریور ۱۳۸۸

ای کلاس دوم.

کم مانده.

در ۱ مهر ۱۳۸۸ به کلاس دوم میروم!

کم مانده هوراااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خانه ها!!!

ارسال شده توسط علیرضا رضوی در ۲۸م شهریور ۱۳۸۸

بعضی انسان ها خانه شان کوچک است و نمی خواهند مهمان دعوت کنند مثل حلزون ها!

بعضی انسان ها خانه شان بزرگ است و مهمان دعوت میکنند اما غذایشان را نمی دهند مثل زنبور ها!

اما بعضی انسان ها هم خانه شان کوچک است اما غذا به مهمان هایشان میدند مهمان دعوت میکنند مثل ادم های معمولی!!!!؟!!!!


نوشته‌هاي عليرضا رضوي ، 8 ساله دارای حق کپی رایت می باشد .